X
تبلیغات
رایتل

آن خط سوم منم

آن خطاط سه گونه خط نوشتی یکی را هم او خواندی و لاغیر، یکی را هم او خواندی هم غیر، یکی را نه خود خواندی نه غیر ... آن خط سوم منم

در راستای تقدیر گسترده ای که عوامل نابسامانه اتوبوس تندرو چپ و راست در روزنامه ها از خودشون میکنند ،بدینوسیله مدیریت وبلاگ خط سوم هم میخواد تقدیر به سزایی از این اقدام عزراییل پسندانه شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به عمل بیاورد. 

 

نمی دونم تا حالا سوار اتوبوس های مجهز این خط شدید یا نه؟علی الخصوص بعد از ساماندهی؟؟؟!!! ویژه و یکسره شدن راه آهن تا تجریش. من یکی از اون بندگان سعادتمند خداوند هستم که هرروز عصر جهت خلاصی از ترافیک ولیعصر به سمت ونک خودمو پرت میکنم (یا بهتره بگم میچپونم)توی این خندق بلا . چرا خندق بلا ؟ چون اینجوری سوار میشم. اینجوری پیاده میشم. 

قبل از این طرح ساماندهی اگه یه چند دقیقه صبر میکردی امید داشتی یه اتوبوس بیاد که جای نشستن داشته باشه جای ایستادن که حتما توی اون اتوبوس اولی گیرت میومد ... 

ولی حالا یکساعت هم که صبر کنی ۲۰ تا اتوبوس هم که بیاد فقط باید امیدوار باشی روی رکاب یکیشون به اندازه یکنفر جا باشه که خودتو زورچپون هل بدی تو و لعن و نفرین انسانهای له شده را به جان بخری  

تازه اتوبوسهاشم اکثرا ازین اتوبوس قرمزهای خوکشل بود ولی حالا همه لگن های عهد شاه وزوزک  

بعد از اون قبلا بلیطی یا کارتی بود حالا بدلیل افزایش امکاناتی نظیر مشت و مال فراوان و آموزش رایگان تحمل فشاری مشابه فشار قبر . بالطبع هزینه اش هم بالاتر رفته و پولی شده. 

  

اگه حرفهای منو قبول ندارید امتحانش فقط ۱۰۰ تومن خرج برمیداره میتونید به قول روزنامه همشهری از میدون راه آهن تا میدون تجریش رو با ۱۰۰ تومن برید البته هزینه کپسول هوا و لباسهای ضربه گیر کونگ فو با خودتونه . (دهووو همه چیو که نمیشه از اتوبوسرانی طلب کرد ) 

 در عوض دیگه نیازی نیست پول آژانس بدید یا ترافیکو تحمل کنید حالا هی ناشکری کنید .  

 

 معلوم نیست اون بیچاره هایی امثال من که نمیخواهند میدون راه آهن سوار شن و مثلا از نزدیکهای ونک سوار میشن چه گناهی کردند که باید هی با نگاه آرزومند به اتوبوسهای پری که میایند و میروند نگاه کنند؟ 

اگه شما جزو اون دسته هستید میتونید به طور رایگان از تجربیات من به شرح زیر استفاده کنید: 

  • ابتدا هی با کلاس نیم نگاهی به اتوبوسهای آخرین سیستمی که پر میایند بیندازید.و با یک پشت چشم به اطرافیانتون حالی کنید که حاضر نیستید سوار این گاریهای چرخدار در حال انفجار بشید. بقیه اگه دوست دارند میتونن سوار شن.  
  • بعد از چندی که تخم چمنهای کف کفشتون به منصه ظهور و رویش رسیدند،  دست از کلاس گذاشتن برداشته و با نگاه حریصانه در جستجوی اتوبوسی باشید که فضایی خالی به ابعاد ۱۰در ۱۰ سانتی متر داشته باشد. 
  •  ناگهان  جو گیر شده و یک نعره سمورایی بکشید چند تا مشت تارزانی هم به سینه تون بزیند و خودتون رو با مدد الهی به درون اتوبوس بعدی پرتاب کنید. البته با چشمان کاملا بسته که نگاه عصبانی افرادی که باند فرودتون شدند رو نبینید. 
  • در این مرحله میتونید به آرامی چشماتونو باز کنید و از اینکه در چهارچوب داخل اتوبوس هستید احساس شعف کنید، البته شادیتون دیری نمیپاید چونکه... 
  • از یکطرف باید مراقب کیفتون و بعضی دستهای چسبناکی باشید که ممکنه مایملک شما بهش بچسبه 
  • از اون یکی طرف هم بایدبدنبال میله ای برای آویزان شدن باشید، البته اصلا نگران نباشید به لطف شرکت اتوبوس رانی ایمنی داخلی کابینها ۱۲۰ درصد هست به طوری که اگه راننده با سرعت ۲۰۰ کیلومتر هم گاز بده و ناگهان ترمز بزنه( بابت شادی و هیجان مسافرها ) شما آب توی دلتون تکون نمیخوره چون از ۴۰ طرف با دیوار گوشتی پوشانده شدید. قدرت این پوشیدگی در برخی ایستگاه ها به حدی بالاست که شما جریان خون و چیزهای دیگه رو در شکم نفر جلوییتون احساس میکنید. 
  • به ایستگاها که میرسید باید سعی کنید خود را به سمت یک پناهگاه مطمئن کشانده و در مسیرمسافرهایی که از چهار طرف اصلی شما میخواهند پیاده شوند قرار نگیرید . اگه هم گرفتید با لبخند دوتا مشت و لگد نوش جون کنید که یادتون باشه دفعه بعد کجا وایسید . 
  • دو ایستگاه مانده به مقصد با پشتکار یک مورچه و قدرت یکصد اسب بخار و روی سنگ پای قزوین راه خود را به سوی دروازه های نجات (در اتوبوس سابق) گشوده و از نیش و کنایه ها و نچ ونوچها هم خم به ابرو نیاورید که نمک بی. آر.تی. سواریه  
  • در ایستگاه مقصد نفس خود را درسینه حبس کرده و با یک حرکت ناگهانی که باعث غافلگیری موانع گوشتی اطرافتون میشه خودتون رو به سمت بیرون پرتاپ کنید . ای بابا چقدر جون عزیزی نترس روی زمین نمی افتی صد نفر دم درایستادن واسه اینکه تو رو در آغوش بگیرند. 
  • از آغوش هوادارنت بیا بیرون و راهی به سمت جلو و آقای راننده بگشا 
  • اگه حسی در بدن داری بدنبال اسکناس ۱۰۰ تومنی بگرد که راننده داره بهت چشم غره میره معطلش کردی خب . چقدر فس فس میکنی زودتر پیاده میشدی   

اگه هم دارای روحیه مبارزه طلبی و شهامت جهت جنگی تن به تن و بنیه جسمی قوی و اعصاب پولادین نیستید همان به که تاکسی سوار بشی و ترافیک عزیز رو تحمل کنی. 

 

خب حالا دیدی مسافر همشهری حق داره این همه ازین طرح سامان ندهی تعریف کنه ؟ اون تعریف نکنه من تعریف کنم؟؟؟؟ ... بگم؟؟؟  

 

نمیدونم این سازمان سرشماری نفوس فقط موقع  تشویق دختران دم بخت به بله گفتن به اولین موجود مذکر داوطلب ، بلده هی افاضات در کنه که تعداد زنان در سن ازدواج n برابر مردان داوطلب ازدواج هست؟ 

یا واسه سهمیه دانشگاهها هی برسر و سینه  بزنند که وا اسفا تعداد دانشجویان دختر چند برابر پسران است؟  

 ولی معلوم نیست چرا این آمار در مورد جمعیت نسوان به گوش مسئولان حصارکشی اتوبوسهایا نرسیده ویا اشتباهی رسیده. چون که همیشه فضایی که برای خانمها در نظر میگیرند به وضوح کوچکتره  و این میله وسط رو تا راه میده کشیدن به سمت خانومها .  هی میگم دهن منو وا نکنین ها ... 

 

خلاصه که عزیزان اگه یه وقت راحتی مترو و تعداد زیاد قطارها و خلوتی ایستگاهها و تعدد صندلی های خالی دلتون زد. یا از خلوتی خیابون ولیعصر و بیسرو صداییش و تعدادزیاد تاکسی ها حوصله تون سر رفت و یاهزاران لیتر بنزین لیتری 10 تومنتون رو بیرویه مصرف کردید و تست سلامت عقلتون هم منفی شد میتونید سفری امن راحت و سریع با بی نظیرترین خط ساماندهی شده اتوبوس رانی دنیا داشته باشید.  

آنچه شما خواسته اید. 

 

 الکی که نیست خیر سرمون ما کلی دکترای ترافیک شهری تو ایران داریم یکیش همین... بازم بگم؟  

فکر کنم بد نیست یه چندتا دکتر ترافیک شهری واسه شهرهای بهلبشویی مثل نیویورک و توکیو و مسکو بفرستیم. 

 نیست که ما داریم مشکلات کل دنیارو حل میکنیم ،از این یکی غافل نشیم 

 

نوشته شده در سه‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1389ساعت | 04:42 ب.ظ توسط سانی | نظرات (6)