X
تبلیغات
رایتل

آن خط سوم منم

آن خطاط سه گونه خط نوشتی یکی را هم او خواندی و لاغیر، یکی را هم او خواندی هم غیر، یکی را نه خود خواندی نه غیر ... آن خط سوم منم

نی نی گولوی جیگلم

اینجا اولین باره که دارم باهات صحبت میکنم .

شاید احساس میکنم چون از صبح تا شب باهات صحبت میکنم چیز ناگفته ای نمیمونه

یه دفتر هم واست گذاشتم و از خاطرات مشترکمون واست مینویسم.

اینجا بیشتر واسه مامی و دوستاشه بنابراین منحصرا از تو نمینوسیم ولی چون تو عزیزترین و مامانی ترین بخش زندگی ما هستی مطمئنا از تو هم زیاد مینویسم.

از تو و احساسات و شرایط جدیدی که دارم تجربه میکنم.

سختی ها و شیرینی ها

مثلا اینکه مامانی بعد از چند سال تلاش و کوشش تونست از یک سانی تپل به یک سانی خوشتیپ تبدیل بشه ولی در عرض چند ماه دوباره تپل شد

فدای سرت سال دیگه دوباره یک مامان خوشتیپ داری قول میدم

اولا خیلی غصه میخوردم . چون بعد از مدتها لاغر شده بودم هی میرفتم جلوی ایینه و از زوایای مختلف به دنبه های جدیدی که مثل قارچ رشد میکردند خیره میشدم ولی از وقتی تو با شدت هر چه تمامتر از شکمم زدی بیرون و روز به روز شیمک مامانی رو تپل تر کردی بیخیال دنبه های بقیه نواحی شدم.

خانوم دکتر میگه چون که مدتها رژیم سخت داشتم طبیعیه.

(دور از جونت سایزم اصلا هم طبیعی نیست)


راستی میدونی خانوم دکترم کیه؟خاله گیتی

یکی از دوستهای دوران دانشجویی خاله ساغی که بیشتر دوست و خواهرمه تا دکترم ودر ضمن یکی از بهترین دکترهای ایرانه اینو به اطمینان کامل میگم.

چون خاله گیتی بیمارستان پارسیان هستش قراره تو همونجا دنیا بیای.

یک مزیت هم داره واینکه نزدیک خونه مامان بزرگ و خاله هاست.

البته قیمتش هم مثل مامانت تپله!!!


شاید به قول یکی از خواننده های وبلاگم که خیلی به من  لطف داشته ما ها که نداریم نباید بچه دار شیم!!!!

(مامانی کلی ازین حرفش ناراحت شدم که چطور یک آدم به خودش اجازه میده بدون اطلاع از زندگی بقیه اینجوری بهشون توهین کنه ولی بعدش دلم به حال خودش و فکر محدودش سوخت)


خونه هم که بالاخره موفق شدیم با تلاش بابایی یه جای مناسب پیدا کنییم.یعنی در کمال ناباوری یه خونه سه خواب . تقریبا توی همون محدوده خونه قبلیمون .

البته به خاطر شرایط من هنوز کاملا جا نیفتادیم توی خونه جدید.

واسه اسباب کشی کلی به خاله سمی و ساغی و مامان بزرگ زحمت دادیم.


عزیزم مامانی باید بره منشی داره با گریه منو صدا میکنه فکر کنم توسط یکی از مریض های کلینیک در حال جویده شدنه.


فقط اینو بگم که جدیدا سمت راست شیمک منو کشف کردی تا هفته پیش فقط از نواحی پایین و چپ استفاده میکردی .ولی چند روزه به سمت راست و بالا رو جولانگاه کردی.

راحت باش گلم فضای بازی زیاد داری ماشالا مامانی حسابی واست میدون باز کرده از پهنا و درازا بتاز جوجو.


دارم دنبال یک سی دی و یا کتاب لالایی توپ میگردم .

دوست دارم لالایی های پر معنی و قشنگ باشه تا واست از همین حالا بخونم


منشیمون داره عربده میکشه


مامان همیشه فعالت باید بره


نوشته شده در سه‌شنبه 29 شهریور‌ماه سال 1390ساعت | 11:15 ق.ظ توسط سانی | نظرات (6)