X
تبلیغات
رایتل

آن خط سوم منم

آن خطاط سه گونه خط نوشتی یکی را هم او خواندی و لاغیر، یکی را هم او خواندی هم غیر، یکی را نه خود خواندی نه غیر ... آن خط سوم منم

پسرکم دو سال و نیمه شده و منبع شادی و انرژی من و سعیده و اطرافیان.


خودم دارم کم کم به روال زندگیم خو میکنم دوباره دارم وزن کم میکنم تا به فرم قبل از بارداری برگردم  چون کلا من خیلی دیر وزن کم میکنم.

یک دوره خیلی عظیم شده بودم ولی الان دارم از خودم راضی میشم.


دوست عزیزم  که گفته بودم یکی از موهبت  های خدا واسم هست بعد از یک سقط که پارسال تابستون داشت الان خدار رو شکر دوباره بارداره و اگه بدونم شما هم واسه سلامتی خودش و نی نی توی شکمش دعا میکنید خیلی  آرامش میگیرم.


 سه تا خواهر شوشو هام که مجرد بودند الان عقد کردند و برادر شوهرم هم چند روز پیش عروسی گرفت.


به علت بدقولی های قبلیم قول نمیدم ولی سعی میکنم از هر کدام بعدا یه چیزهایی بنویسم.



خداروشکر دوتا آبجی کو چیکها که با داداش هام قهر بودند (حدود دو سال) طی فرایندی آشتی کردند و بار سنگینی از روی قلبم برداشته شد.


زندگی با تلخی و شیرینهاش جریان داره و منم توی این جریان شنا میکنم.


گاهی خوبم  گاهی غمگینم گاهی شادم  گاهی عصبی گاهی آروم



از حال ما اگر بپرسی همه خوبیم ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که به آن شادمانی بی سبب میگویند


فکر کنم شعرش تو همین مایه ها بود


گرمای نگاه تک تکونو حس میکنم و پذیرای قدمها ی نازنینتون توی دلنوشته هامم


نوشته شده در دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1393ساعت | 01:17 ب.ظ توسط سانی | نظرات (0)