X
تبلیغات
رایتل

آن خط سوم منم

آن خطاط سه گونه خط نوشتی یکی را هم او خواندی و لاغیر، یکی را هم او خواندی هم غیر، یکی را نه خود خواندی نه غیر ... آن خط سوم منم

آخیش بعد از مدتها بالاخره اومده ام وای وای

تازه تنها هم نیستم با یک دونه نی نی گولو اومدم .

کلی اتفاقات و خبرهای تازه که از همه بهتر و داغترش نی نی جون هست.

در این مدت که نبودم عروسی خواهر شوهرم  برگزار شد . برادر شوهرم نامزد کرد . بعله یعنی من الان عروس بزرگه میباشم اهه  خدارو شکر جاریم هدی دختر خیلی ماهیه شوخ و سرزنده ومهربون.

دیگه چی شده؟؟؟؟؟؟

اهان سعید هم کارشو عوض کرده. منم که توی کار خودم (مدیریت کلینیک ) جا افتادم دانشگاه هم که میرم .

این مدت که نبودم به یاد تک تک دوستهای وبلاگیم و محیط اینجا بودم خیلی جالب بود که یه چیزهایی منو یاد دونه دونه شماها می انداخت.

وباتونو میخوندم البته به صورت پاره وقت ولی نظر نمیدادم (ما اینیم)

میخوام با قدرت تمام دوباره بیام رو تشک .

سعی میکنم خاطرات این مدتو در طول یادداشت هام بگنجونم.

حالا  فعلا تا همینجارو داشته باشید تا بیام با وجدان راحت وبارو بخونم.

یه ماچ گنده و حسابی به سانی و نی نی بدهکارید.

 

نوشته شده در سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390ساعت | 01:39 ب.ظ توسط سانی | نظرات (9)