X
تبلیغات
رایتل

آن خط سوم منم

آن خطاط سه گونه خط نوشتی یکی را هم او خواندی و لاغیر، یکی را هم او خواندی هم غیر، یکی را نه خود خواندی نه غیر ... آن خط سوم منم

صبحها از میدون ونک که رد میشم، دوتا جوونو میبینم که با هم اهنگهای شادیو میزنند و روح آدم اول صبحی با نشاط میشه.یکیشون گیتار میزنه و همزمان نوعی سازدهنی و اون یکی ازاین سازهای آکاردئونی، 

هر وقت رد میشم دلم میخواد توی جعبه سازهاشون پول بذارم وهر وقت هم بتونم این کارو میکنم .  

 

کمی اون ورتر صندوق های گوناگونی میبینم. کمک به سیل زدگان . جشن عاطفه ها کمک به ایتام ولی هیچ وقت هیچ وقت نه توی این صندوق ها پول میندازم نه خواهم انداخت چون اطمینان ندارم که به مقصدی که باید،میرسه. 

 

به نظرم اگه آدم از دستش کمکی برمیاد باید خودش مستقیما به اونی که میبینه نیاز داره کمک کنه و اونی که واجبتره . دوتا جوون با استعداد توی کشور خودم خیلی واجبتر از سیل زدگان و جنگ زدگان پاکستان و فلسطین و ... هستند . 

این دوتا جوون که خوبند، توی همین ایران  کسانی رو داریم که توی شرایطی خیلی بدتر از سیل زدگان پاکستان زندگی میکنند. شرایطی که تصورش هم برای خیلی ها ممکن نیست چه برسه به تجربه اش. 

 

تازه اصلا اصلا به هیچ نهاد دولتی در کشورم اطمینان ندارم که پولی رو که من به قصد کمک به انسان نیازمندی میبخشم به همون منظور خرج کنن و در این مورد اختلاف نظر زیادی بین اهداکنندگان و توزیع کنندگان وجود داره.البته نهادهای خصوصی مثل محک هستند که میدونم و به چشم دیدم که حتی یک هزارتومنی روهم درست استفاده میکنند و یا خیلی جایی رو میشناسم که به بچه های یتیم کمک میکنندو ماهیانه مبلغی میدی و به نوعی سرپرستی بچه یتیمی رو به عهده میگیری ولی دولتی نیست. 

 

یکی از پسرداییهام موقع زلزله رودبار دانشجوی پزشکی بودو خیلی به آب و آتیش زد که بره اونجا واسه امداد (پدر مادرش خیلی میترسیدند حادثه ای پس لرزه ای واسه پسرشون پیش بیاد) خلاصه رفت و ۲ روزه برگشت وقتی ازش پرسیده بودند چی شد پس؟ 

گفته بود اعصابم خرد شد بس که دیدم چطور این همه مواد و وسایلی رو که از داخل و خارج میرسه میدزدند . جعبه ها و تجهیزات پزشکی مدرنی رو که آمریکای جهانخوار میفرسته معلوم نمیشد چه طوری غیب میشه و ما واسه یه باند ساده هم باید کلی میدویدیم. 

البته چند ماه بعد اون تجهیزات و وسایل غذاهای کنسرو شده خارجی چادرهای مجهز اسکان چند نفره و چه وچه همه از بازار بزرگ و منازل ... سردراوردند. 

بیخود نیست که استاد شجریان بعد از زلزله بم به طور مستقیم به ساختمان سازی در بم مشغول شد و پول دست تنابندگان دولتی نداد.  

 

این همه پولی که در ایران توی حرمهای متعدد و جشنهای گدایی و بازارچه های خیریه؟؟؟ و صندوق های جورواجور ریخته میشه اگه به حق خرج بشه ما نباید یک آدم بدبخت داشته باشیم ولی حیف که.... 

 

دوستی مشهدی دارم که میگه خود مشهدی ها هیچ وقت پولی رو توی حرم نمیریزند و نذرهاشونو خودشون به مستحق میدند ولی مسافرها بیخبر از همه جا میدونید چه ثروتیو توی حرم میریزند؟بیخود نیست که امام رضا یکی از پولدارترین آدمهای دنیاست. 

 

اگه بخوام بنالم مثنوی هفتادمن کاغذ میشه  

 

خدا نوشت:واقعا شاعر بیخود نگفته عجب صبری خدا دارد. آخه قربونت برم تا کی؟؟؟

 

نوشته شده در یکشنبه 11 مهر‌ماه سال 1389ساعت | 12:29 ب.ظ توسط سانی | نظرات (8)